وروجک من در اولین تست های غربالگری!
سلام کوچولوی مامانی الهی قربون بره مامانش میدونی شنبه 93/5/11 رفتم سونو و دیدمت ؟ شییییییییییییییییطووووون همش وووول میخوردی میخواستم بخورمت فقط عمه اعظم جونت صبح ساعت 10 رفته بود برای ما نوبت بگیره که بتونه روی ماهتو برای بار اول ببینه . با چه دلخوشی . خلاصه من ثانیه شماری کردم تا ساعت 6 عصر بشه و کوچولومو ببینم . البته بابا احمد نبود اما دلش با ما بود و همش مسیج میداد و قربون صدقه ات میرفت خیلی دوست داشت پیشمون باشه و باهامون بیاد خیلی ... ولی خب سر کار بود و من هم مجبور بودم این تست رو توی اون بازه زمانی انجام بدم آخه دیر میشد مامانی برای تشخیص سلامتی شما که الان تنها آرزوی من شده . خاله سارا هم اومد خونه ما که به همراه عمه اعظم...
نویسنده :
مامان سیما
13:01





