امیرعباس جونامیرعباس جون، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 28 روز سن داره

تا هستم و هست دارمش دوست

وروجک من در اولین تست های غربالگری!

1393/5/15 13:01
نویسنده : مامان سیما
931 بازدید
اشتراک گذاری

سلام کوچولوی مامانی الهی قربون بره مامانش بوسآرام
میدونی شنبه 93/5/11 رفتم سونو و دیدمت ؟ شییییییییییییییییطووووون همش وووول میخوردی میخواستم بخورمت فقط زبان
عمه اعظم جونت صبح ساعت 10 رفته بود برای ما نوبت بگیره که بتونه روی ماهتو برای بار اول ببینه . با چه دلخوشی . خلاصه من ثانیه شماری کردم تا ساعت 6 عصر بشه و کوچولومو ببینم .
البته بابا احمد نبود اما دلش با ما بود و همش مسیج میداد و قربون صدقه ات میرفت خیلی دوست داشت پیشمون باشه و باهامون بیاد خیلی ...
ولی خب سر کار بود و من هم مجبور بودم این تست رو توی اون بازه زمانی انجام بدم آخه دیر میشد مامانی برای تشخیص سلامتی شما که الان تنها آرزوی من شده .
خاله سارا هم اومد خونه ما که به همراه عمه اعظم بریم برای دیدنت . خلاصه سوار شدیم و قبلش من کلی آب خورده بودم چشمک خیلی سخت بود !!!
رسیدیم مطب دیدیم واااای پره ! گفتم حالا حالاها باید بشینیم ولی خدا رو شکر فقط  5 نفر جلومون بودن . نوبت مون که شد با خوشحالی رفتیم داخل و من دراز کشیدم  رو تخت که دکتر گفت فقط یه نفر میتونه همراه باشه . اول یکی تون بیاد بعد بعدیتون . فکر نمیکردم اینطوری بشه آخه بار قبلی مادرجون و بابایی دوتاشون با هم اومده بودن دیدنت .... خلاصه عمه اعظم رفت بیرون که دوباره بیاد .
وااااای ضربان قلبم زده بود بالا واسه دیدنت لحظه شماری میکردم که یهو یه نی نی کوچولوی گوگولی اومد رو صفحه مانیتور راضی اینقد شیطوووون که دکتر نمیتونست بگیرتش همینجور وول میخورد که دیگه صداش در اومد گفت چقدرم تکون میخوره !
خاله سارا همینجوووور قربونت میرفت از دکتر پرسید چند سانته ؟ گفت 10 سانت . عزیزممممم تو کی 10 سانت شدی ماشالله تو که ماه پیش 3 سانت بودی ؟ آرام هم زمان صدای قلبت هم اومد احساس کردم از بار قبل آروم تر میزنه قلب کوچولوت انگار دیگه نمیترسیدی ...
اولین جاییت که نشونم داد کله ت بود . مامانی قربون کله ات بشم گردالی من بغل
دست و پاهای کوچولوت ... ماشالله هزار ماشالله خیلی خوب رشد کردی به طوری که دکتر تعجب کرد که چرا تاریخ زایمان رو بار قبل زده 19 بهمن گفت مطمئنی؟ گفتم آره . واسه اینکه تاریخ ها خیلی از هم دور نشه گفت بزن 14 بهمن ولی من مطمئنم بار بعدی که بازم برم سونو باز هم وعده دیدار ما نزدیک تر میشه محبت
بعد گفت این سرشه این دستشه این پاشه ... وای رو ابرا بودم بخدا . داشت مایع دور گردنتو اندازه میگرفت ، یه دفعه به خودم اومدم گفتم آقای دکتر سالمه ؟ گفت انشالله !!! داشتم سکته میکردم چرا مطمئنم نکرد ؟
بعدشم بلند شد به من یه دستمال داد بهم و گفت تموم ! بهش گفتم پس خواهر شوهرم چی ؟؟؟غمگین رفت همینجوری !!!
بلند شدم رفتم پیشش گفتم آقای دکتر بچه ام سالمه ؟ دوباره گفت انشالله که سالمه سوالغمگین
داشتم روانی میشدم . اومدم بیرون دیدم خاله سارا داره واسه عمه اعظم درباره تو میگه . منم دیوونه شده بودم رفتم بیرون مطب وایسادم منتظرشون !


عزیزم خلاصه رفتیم سوار ماشین عمه اعظم شدیم . گفت ناراحت نباش انشالله بار بعدی میبینمش گفتم آره عزیزم ... رفتیم سمت آزمایشگاه برای آزمایش خون توو راه هم یه کپی از برگه سونوگرافیت گرفت خاله ساراو بردیم داخل دیدیم کی پست پیشخون آزمایشگاه نشسته ؟ دختر پسر عمه مامان من . کلی سلام علیک و اینا بعد که فهمید باردارم کلی خوشحالی کرد و منو به یکی از همکاراش نشون داد گفت ایشونو میشناسی اونم گفت آره به من گفت من توو عروسیتونم بودم فامیل های شوهرتم . منو میگیبی حوصله دیگه این دوتا فهمیدن کل فامیل خبردار میشن عزیزم خندهفدای سرت انشالله که تو سالم باشی همین برام مهمه .
خلاصه آزمایش و دادیم و خدافظی مشتی کردیم و رفتیم طرف ماشین عمه جون . آخه جای پارک گیرش نیومده بود واسه همین نیومد داخل . الان چند روزه منتظر جواب آزمایشتم و دلم مث سیر و سرکه میجوشه . امیدم به خداست .انشالله که یک بار دیگه تو رو به من و بابایی میبخشه . آخه از وقتی  تو اومدی زندگی ما خیلی قشنگ تر از قبل شده دورت بگردم ... بمون واسمون .... سالم باش .....خطا
عزیزدلم  ورودت به 4 ماهگی مبارک بوس


"دلم میخواد بار بعدی بیام و بنویسم که نی نی من سالمه . تو رو خدا دعامون کنید ...."
 

پسندها (3)

نظرات (7)

بابا احمد
15 مرداد 93 18:30
گوگولي باباشششش الهي قربونش برم كه داره تو دل مامان سيماش تند تند قد ميكشه تا زودتر بياد پيش ما خيلي دلم تنگ شده براي تو و ماماني براي همينم زودتر ميام كه دوتاتون رو با هم بغل كنم
مامان سیما
پاسخ
مامان سیما : عزیزم عشقم خوش اومدی بیا که دلمون واست یه ذره شده
مامان فرشته كوچولو
16 مرداد 93 8:43
سلام عزيزم، به سلامتي ايشالا منم ديروز رفتم سونو و آزمايش ، خداروشكر سونو كه خوب بود ، ايشالا آزمايشامونم خوبه و نينيهامون سالمن يه هفته با هم فرق داريم !!!
مامان سیما
پاسخ
مامان سیما : سلام عزیزم انشالله که همینطور هم میشه . آمین
مامان بهاره
18 مرداد 93 11:05
عزیزم سلام اصلا نگران نباشی هاااا... یه شعری هست که میگه : گر نگه من ان است که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد... ان شاءالله بیاد تو بغلت کلی بخنده براتون ... راستی می تونم بپرسم چه آزمایشی؟ اخه دکتر من منو نفرستاده!! راستی نی نی خوشگلت گلابتون بود یا گل پسر عزیزم؟ برات دعا میکنم شما هم لطفا برام دعا کن مهربونم.
مامان سیما
پاسخ
مامان سیما : عزیزم چشم محتاجم به دعا ممنونم از آرزوهای قشنگت انشالله که همینطوره آزمایش NT که توی هفته 12 تا 14 انجام میشه برای تایید سلامتی جنین . البته هفته 16 هم میتونی آزمایش بدی اگر الان ندادی . در کل یه چیزیه برای تایید 80 درصدی سلامتی جنین . بهم نگفت نی نیم چیه گفت 1 ماه دیگه بیا
مامی حنان
19 مرداد 93 9:01
سلام مامان سیما.ایشالله که هردوتاتون سلامتی.شک نکن به کارخدا.وقتی دعاتو توی خونه خودش مستجاب کردپس فکربدبه دلت راه نده.موفق باشی عزیزمامیدت به اون بالایی باشه
مامان سیما
پاسخ
مامان سیما : عزیزم خیلی ممنونم واقعا آروم شدم
ENIS
20 مرداد 93 14:16
سلام عزیزم غصه نخور ایشاالاه سالم سالمه استرس بدتر واست ضرر داره پس اروم باش و به خدا توکل کن اگه دوست داشتی تبادل لینک کنیم به من اطلاع بده و خیلی خیلی مراقب خودت باش اخه ماه های اول خیلی حساسه بای
مامان سیما
پاسخ
مامان سیما : مرسی مامانی مهربون حتما
ENIS
20 مرداد 93 18:25
سلام عزیزم خدارو شکر خیلی خیلی خوشحال شدم ممنون عزیزم انشاالاه دوستا خوبی برا هم باشیم شما هم با افتخار لینک شدین بای.
مامان سیما
پاسخ
مامان سیما : مرسی عزیزم
ENIS
24 مرداد 93 15:10
راستی چطور عکس سونوت رو این جا گذاشتی؟؟؟؟ازش عکس گرفتی ؟؟/
مامان سیما
پاسخ
مامان سیما: آره ازش عکس گرفتم گذاشتم اما میشه اسکنش هم کرد